سيد محمد باقر برقعى
63
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
هنگامىِ خستگى ظهر با رقص روستايى « چوپى » « 1 » زير شلوغ طبل وقتى تو يكالف بچه بودى و من براى خاطر تو ، خود را در زير سايهء الكل ، حرام مىكردم با من بگو : آهاى ! پراو كوه باد از كدام فصل سياه آمد كه خوشههاى نارس گندم را گردن زد ؟ ! آبشخور كدام آهو همچون دهانِ زخم به هم آمد ؟ با من بگو « كمال » وقتى كه زير تازيانهء ارباب داد ، جان اشكِ كدام ابر شَتك زد بر روى خاك ؟ از دختران عاشق قريه ، كدام يك بىكوزه ، روى دوش نزديك چشمه ، سايه نيفكند ؟
--> ( 1 ) - چوبى : نام رقص كُردى كه به وسيلهء ساز دُهُل همراه مىشود .